بایگانی

جلسه دوم: دموکراسی و دولت مدرن

در این جلسه تمرکز بر روی تحول و گسترش ایده دموکراسی در عصر جدید است. دولت و رضایت مردم، حق مقاومت، انتخابات، انواع نظام‌ها (نمایندگی، نمایندگی-اجرایی، اجرایی)،  قانون و فرمانروایی قانون موضوع‌های این جلسه هستند. 

در جلسه‌ی اول درباره‌ی این نکات گفت‌وگو کردیم:

نظریه دموکراسی و بنیان‌گذاری آن

منشأ واژه دموکراسی

دموکراسی در یونان و رم

دوران طولانی استبداد تا عصر جدید

آغاز شکستن سلطه‌ی استبداد

فکر دموکراسی در عصر جدید

امواج دموکراسی

برخی نکات را یادآوری می‌کنم:

در جلسه‌ی قبل پس از توضیح درباره معنای و منشأ نظریه‌ی دموکراسی، خطوطی از تاریخ ایده‌ی دموکراسی را ترسیم کردیم. از آتن در دوره‌ی باستان آغاز کردیم و به عصر جدید رسیدیم. دیدیم دموکراسی‌ای که در آتن برقرار بوده، اعمال قدرت مستقیم شهروندان آتنی بوده، که نه همه‌ی مردم، بلکه بخشی از اهالی آتن را شامل می‌شده است: آزادمردان آتنی را. دموس در ترکیب دموکراسی، مردم در معنایی تبعیض‌آمیز بوده است.

از رم باستان هم گذر کردیم و دیدیم که در آنجا در دوره‌هایی جمهوری تشکیل شد که ترکیبی بود از اریستوکراسی (حکومت نجبا) با عناصری از مشارکت شهروندان (دموکراسی). ما از اندیشه سیاسی در رم باستان چند ایده‌ی مهم داریم. از همه مهمتر یکی ایده‌ی حق طبیعی است و دیگری ایده‌ی جمهوری به مثابه حکومت مبتنی بر فضیلت. حق طبیعی به این معناست که انسان، پیش از آنکه به عنوان شهروندی درنظر گرفته شود، دارای حقی است. در مورد جمهوری هم خوب است این تعریف سیسرو را یاد آور شویم: . res publica (امر مردم، امر جمهور، چیزی که امروز بدان جمهوری می‌گوییم) امر عمومی است، اما نه هر اتحادی از مردم که به گونه‌ای دور هم جمع شوند، بلکه اتحاد جمعی که بر اساس حق و منافع مشترک فراهم آمده است.

من در جلسه‌ی اول تأکید ویژه‌ای روی اصطلاح res publica که از آن republic به معنی جمهوری ساخته شده، داشتم. از شما خواستم به لغت res publica توجه کنید: "امر مردم".

در دوره‌هایی در آتن و رم باستان "امر مردم" توانست به صورت عاملی اساسی در تعیین سیاست درآید. سیاست در یک معنای مقدم آن همین امر مردم است. در ایران و کلا در شرق ما هیچ دوره‌ای نداشته‌ایم که پرداختن به امر مردم توسط خود مردم معنای سیاست باشد. سیاست را با به صورت "سیاست کردن" تجربه کرده‌ایم که معنای آن مجازات کردن و شلاق زدن است.

Res publica یعنی صاحب امر خودمردم هستند، ولی امر خود مردم‌اند، ولایت با مردم است، مردم خودشان خودشان را سرپرستی می‌کنند. این ولایت بر خود در طول تاریخ متحقق نشد و از یونان و رم خاطره‌ای بر جا ماند.

در سرزمین ما ولایت با شاهان بودند. دستگاه دینی با آنان همدستی داشته است. شاهان بر جان و مال مردم حاکم بودند. مردم نه شهروند یعنی دارای حقوق و محق در دخالت در امور شهر و کشور، بلکه رعیت محسوب می‌شدند. شاه عادل، شاه رعیت‌پرور بود، یعنی از موضع برتر لطفی را در حق بندگان خود می‌کرد. در اروپا نیز تا مدتها وضع این گونه بود. در برخی شهرهای اروپا در قرون وسطا تا حدی مشارکت در امور شهر وجود داشت، ولی قدرت به هر حال در دست مردم نبود.

در جلسه اول در بررسی نظریاتی درباره دموکراسی ما عمدتا به یونان و رم باستان نظر داشتم و همچنین به متفکران در عصر جدید در دوره‌ی بنیانگذاری فلسفه‌ی سیاسی نو.

دیدیم تا قرن هجدهم به تدریج ایده‌ی لزوم مشروط بودن قدرت، ایده‌ی حق طبیعی و این موضوع که دولت وظیفه‌مند است و وظیفه‌ی اصلی آن حفظ جان و مال مردم است، در حال گسترش است. هنوز لغت دموکراسی چندان رایج نیست و وقتی فیلسوفان آن را به کار می‌برند، بسیار متأثر از نقد ارسطو هستند.

نکته‌ای را که لازم است در رابطه با این دوره بر آن تأکید کنیم این است که که در قرنهای ۱۶ تا ۱۸ در اروپای غربی در سطح نظری این فکر تثبیت شد که منشأ نهایی قدرت، مردم است.

این پرسش را لطفا به خاطر بسپارید: حق فرماندهی از کجا می‌آید؟ تا قرن هجدهم، شعور دموکراتیک تا این حد پیشرفت کرد که گفت منشأ قدرت مردم است. فرمانروای اصلی، به‌حق، مردم است. هر فرماندهی‌ای که برآمده از مردم و در خدمت مردم نباشد، نابحق است.

هنوز این اندیشه‌ها را تا قرن هجدهم دموکراتیک نمی‌خواندند. هنوز کسانی در صحنه‌ی عمومی حاضر نشده بودند که خود را دموکرات بخوانند. این اتفاق با انقلاب کبیر فرانسه رخ داد. اندکی پس از آن جنگ استقلال آمریکا و به تعبیری انقلاب در ایالات متحده رخ داد. این حادثه‌ها مفهوم دموکراسی را همه‌گیر کردند.

در این جلسه تمرکز ما بر روی تحول و گسترش ایده‌‌ی دمکراسی در عصر جدید است.دمکراسی را در اینجا به عنوان نوعی سامان دولت مدرن در نظر می‌گیریم

دمکراسی و دولت مدرن    

 لازم است دریابیم که دولت مدرن چیست و فرق دولت در عصر جدید با دوران‌های پیش از آن کدام است. مفهوم "دولت" بسیار پیچیده است. چندمعنایی آن و یکسان نبودن مصداق واژه‌هایی که معمولاً در فارسی به "دولت" ترجمه می‌شوند، بر مشکل درک آن می‌افزایند.

در ادامه به موضوع "مشروعیت" در عصر جدید می‌پردازیم و فرق درک جدید و قدیم از آن را بازمی‌نماییم.

پس از این بحث به موضوع رضایت مردم از حکومت می‌پردازیم. نکته‌‌‌‌ای مهم در این رابطه شکل‌گیری مفهوم ایجابی رضایت است، به عنوان چیزی که قابل اندازه‌گیری است، مبنایی دارد و نتایجی. ایالات متحده‌ی آمریکا زادگاه این مفهوم است.

دولت‌های استبدادی هم مدعی هستند که مردم از آنها رضایت دارند. بررسی می‌کنیم که درک آنها از رضایت چیست.

از بحث رضایت به بحث نمایندگی گذار می‌کنیم و در اینجا به عنوان مثال بر روی ولایت فقیه مکث می‌کنیم. طرفداران ولایت فقیه می‌گویند که مردم به این نوع سلطه رضایت دارند، چون خواست خدا را متجلی می‌کند. ولی پرسش این است که چه کسی یا چه نهادی مرجع تشخیص آن چیزی است که خواست خدا نامیده می‌شود.

در ادامه انواع نظام‌های نمایندگی را شرح می‌دهیم: مجریه‌ای (نمونه‌ی ایالات متحده)، اجرایی-پارلمانی (نمونه‌ی فرانسه)، پارلمانی (نمونه‌ی آلمان).

موضوع بعدی، انتخابات است. نکته‌ای که در اینجا بر آن تأکید می‌کنیم، این است که انتخابات بدون حق انتخاب، بی‌مضمون و تشریفاتی است.

به این پرسش‌ها بیندیشید:

  • پاسختان به استدلال «مردم خودشان این وضع را می‌خواهند» چیست؟
  • چگونه می‌توان "رضایت" را اندازه‌گیری کرد؟
  • حق مقاومت چیست و چه ربطی به "رضایت" دارد؟
  • فکر می‌کنید یک نظام دمکراتیک در ایران بهتر است کدام شکل از نظام‌های نمایندگی را برگزیند؟ (موضوع بحث)

موضوعی برای انشا:

انتخابات واقعی مبتنی بر حق انتخاب است

ارتباط

درصورت تمایل میتوانید از طریق ایمیل بامن در تماس باشید


تماس

شبکه های اجتماعی

© حقوق مادی و معنوی این وبسایت برای محمد رضا نیکفر محفوظ است.

Search