بایگانی

جلسه پنجم: آزادی

مفهوم قدیم و جدید آزادی، آزادی منفی و مثبت، آزادی و روشنگری، دیالکتیک سیستم و آزادی، آزادی و حق، آزادی و قانون، حکومت قانون، آزادی و مالکیت و آزادی و عدالت موضوع‌هایی‌اند که در این جلسه به آنها پرداخته می‌شود.

برای مطالعه بیشتر و آشنایی با مفاهیم مطرح شده در فایل صوتی می توانید توضیح دکتر محمد رضا نیکفر درباره جلسه پنجم را از اینجا بخوانید:

ما در دو جلسه اول به‌ایده دموکراسی و معنای آن در دوران باستان و در عصر جدید پرداختیم

در جلسه دوم بر بنیاد ادامه آنچه در جلسه اول آمد، مردم را به عنوان بنیاد قدرت و رضایت آنان را به عنوان بنیاد مشروعیت حکومت معرفی کردیم.

موضوع جلسات سوم و چهارم مکانیسم‌های محدود کردن قدرت بود. مباحث جلسه سوم با این مفاهیم معرفی شدند:

قدرت، تبعیض، حق، عدالت

 و مباحث جلسه‌ی چهارم با این مفاهیم:

پاسخگویی، مسئولیت و شفافیت.

من در جلسه‌ی چهارم وزن اصلی را روی موضوع اخلاق و سیاست گذاشتم. در این جلسه از لزوم شک به سیاستمدارانی که مدام از اخلاق دم می‌زنند، سخن گفتم. در این رابطه پیشنهاد کردم که این رمان را بخوانید:

اشتفان تسوایگ: وجدان بیدار، ترجمه‌ی سیروس آرین‌پور، تهران، انتشارات فرزان ۱۳۷۶.

اصل آلمانی کتاب:

Stefan Zweig: Castellio gegen Calvin oder Ein Gewissen gegen die Gewalt

ترجمه انگلیسی:

Stefan Zweig: The Right to Heresy: Castellio against Calvin

ما بحث نظری در مورد رابطه‌ی اخلاق و سیاست را با کمک فیلسوف بزرگ آلمانی، ایمانوئل کانت پیش بردیم. دیدیم که از نظر او مبنای سیاستِ صلح‌آمیز، نظام آزاد سیاسی و شرط تضمینِ حق در هر نظامی همگانی بودن است. همگانی بودن شرطِ امکانِ تبیینِ حق و عمل به حق است.

بر پایه‌ی تفسیری که از کانت کردیم، دریافتیم که:

هر آنچه اراده‌ی عموم را بیان نکند، روا نیست که حق دانسته شود.

 و از این سخن نتیجه را گرفتیم که:

هر چیزی که نتواند در حوزه‌ی سیاست علنی گردد، نابه‌حق است.

چیزی به نام اخلاقِ مخفی یا حقوقِ مخفی وجود ندارد. قاعده‌های حقوقی باید باز، رو به جهان، برگرفته از جهان و برای جهان باشند.

با این توصیف‌ها ما معیاری به دست آوردیم، برای اینکه ببینیم سیاست کی با اخلاق درآمیخته است.

تنها تضمینی که وجود دارد که حوزه‌ی سیاست اخلاقی باشد، علنیت وشفافیت آن است.

شرط اصلی شفافیت وجود رسانه‌های آزاد و کلا آزادی بیان و آزادی دسترسی به اطلاعات است.

در ادامه به این موضوع پرداختیم که رهبران فاسد اساسا رهبران غیر پاسخگو هستند، یعنی مرجع نیرومندی در کشور وجود ندارد که آنها را وادار به پاسخگویی کند. فرهنگ پاسخگویی هم ممکن است ضعیف باشد، یعنی این که سیاستمداران به آن صورتی که از زبان کانت شنیدیم احساس مسئولیت کنند.

مسئول بودن، یعنی مورد سؤال قرار گرفتن. از جانب کسی؟ سیاستمداران ما می‌گویند که در برابر خدا مسئول هستند، در برابر پیغمبر و امام مسئول هستند، در برابر امام زمان یا نائب او مسئول هستند، یا این که می‌گویند در برابر ملت و تاریخ مسئول هستند. همه‌ی مقامات جمهوری اسلامی طبق "مسئولیت شرعی" وظیفه‌ای را به عهده می‌گیرند، می‌روند مثلاً استخاره می‌کنند. هیچ کدام از اینها را نباید جدی گرفت.

در نظریه‌ی دموکراسی معمولاً به "مسئولیت" به چشم یک مفهوم کلیدی نمی‌نگرند، چون آن را محصول عواملی چون محدویت قدرت، نظارت همگانی و لزوم حسابرسی مرتب دوره‌ای و تغییر مقامها می‌ببینند. در غرب این قدر از لغت "مسئولیت" استفاده تورمی نمی‌کنند.

مفهوم مسئولیت مثل هر مفهوم دیگری اجازه‌ی سوءاستفاده را نیز می‌دهد. گروه‌ها و دولتهای ایدئولوژیک به این مفهوم علاقه‌ی ویژه‌ای دارند. در نظام ایدئولوژیک، انسان همواره مسئول است؛ مسئول است به این معنا که مدام سؤال‌پیچ می‌شود. او مسئول است در برابر هم‌مسلکان، ملت، تبار، تاریخ. مسئولان امور نیز می‌گویند مسئول‌اند، مسئول در برابر وجدان خود. آنان فقط به وجدان خود پاسخ می‌گویند!

دموکراسی می‌گوید: وجدانتان محترم است، اما به جای وجدان یا افزون بر وجدان به مردم نیز پاسخ دهید؛ توضیح در مورد وجدانیات لازم نیست، آنچه محتاج توضیح است، کرده‌ها و ناکرده‌هاست. در حوزه‌ی سیاست به پیروی از ماکس وبر بایستی تأکید را بر روی مسئولیت گذاشت، آن هم مسئولیتی که متوجه اعمال باشد.

سیاستمدار "الف" می‌گوید: من به مسئولیت وجدانی خود عمل کردم، به تعهدم در برابر ملت و تاریخ و وجدان پایبند بودم. سیاستمدار "ب" می‌گوید: من به مسئولیت خود عمل کردم، برنامه‌ی از پیش اعلام شده را اجرا کردم و به نتایجی رسیدم که با آمار و ارقامشان عرضه شده و کارشناسان می‌توانند آنها را بررسی انتقادی کنند. از دیدگاه سیاست مدرن دموکراتیک بایستی سیاستمدار "ب" را بر "الف" ترجیح داد.

دو شرط لازم برای آنکه سیاستمداران مسئول (از نوع "ب") جای سیاستمداران "باوجدان" (از نوع "الف"، "باوجدان" را به طنز می‌گوییم) بگیرند، از این قرارند: شرط نخست گسترش دانش و بینش انتقادی است. وقتی سیاستمدار دریابد، با مردمی سروکار دارد که انتقادی می‌اندیشند و آن دانش را دارند که بر مبنای آن بتوانند یاوه را از سخن سنجیده، حرف را از عمل و عمل درست را از عمل نادرست تشخیص دهند، حساب کار خود را می‌کند و به ژاژخایی و پرده‌پوشی رو نمی‌آورد.

شرط دیگر علنیت است. در اصل همه چیز بایستی رو باشد و فقط آن چیزهایی بایستی مبنای قضاوت در سیاست قرار گیرند، که در برابر چشمان همه واقع‌اند. تنها علنیت است که اخلاق و سیاست را درهم می‌آمیزد. هر چه نظامی بسته‌تر و پوشیده‌تر باشد، غیراخلاقی‌تر است. اصل علنیت ایجاب می‌کند که مسئولان به مردم پاسخ دهند، آن هم درباره‌ی کرده‌ها و نکرده‌ها بر مبنای برنامه‌های اعلام شده، آنچه قانون دموکراتیک مقرر داشته و وظایفی که از مسئولیت‌های مشخص و محدود و تعریف‌شده ناشی می‌شوند.

مسئولان در کشورهای دمکراتیک از دل جامعه‌ی سیاسی درمی‌آیند. جامعه‌ی سیاسی بخشی از جامعه‌ی مدنی است که مستقیما با موضوع ساماندهی مرکزی سیاسی درگیر می‌شود. حزبها و شخصیت‌های سیاسی معرف جامعه‌ی سیاسی هستند.

سازوکار دمکراتیک حرکت از آزادی برای حفظ آزادی و گسترش پهنه‌ی آن است. مسؤلیت اصلی هر کنشگر سیاسی‌ دمکراتی دفاع از آزادی و حق است.

جلسه پنجم

آزادی

از این جلسه تا جلسه‌ی آخر به مبحث آزادی و حق می‌پردازیم. دو جلسه‌ی پنجم و ششم عمدتاً بار نظری دارند. در جلسات هفت و هشت، بیشتر به جنبه‌ی عملی تحقق ایده‌ی آزادی و حق می‌پردازیم.

آزادی یک مفهوم تاریخی است. در فلسفه‌ی سیاسی کهن، موضوعیت نداشته است. در عصر جدید است که اندیشه‌ی آزادی تکامل و گسترش می‌یابد و اساساً در قرن بیستم است که آزادی به یک مقوله‌ی اساسی اندیشه‌ی سیاسی بدل می‌گردد.

در ابتدا آزادی جمعی، در معنای استقلال و اعمال اراده‌ی گروهی بر آزادی فردی اولویت دارد. در قرن بیستم به تدریج خواست آزادی فردی تقویت می‌شود.

معنای مثبت و منفی آزادی، یکی دیگر از مباحث جلسه‌ی پنجم است.

در اندیشه‌ی سیاسی، آزادی فردی ابتدا عمدتاً به صورت آزادی مالکیت مطرح می‌گردد. برخی اندیشمندان همچنان مبنای آزادی را اقتصاد آزاد در نظر می‌گیرند. در رابطه با این موضوع مکاتب مختلفی شکل گرفته که به آنها اشاره خواهیم کرد.

موضوع دیگر این جلسه آزادی و قانون است. قانون در معنای دمکراتیک آن، نه محدود کننده‌ی آزادی، بلکه امکان‌پذیرکننده‌ی آزادی است.

از این بحث به بحث حکومت قانون گذار می‌کنیم. آلمان، عربستان و ایران نمونه‌های تاریخی جالبی برای درک جوانب مختلف این موضوع هستند.

به این پرسش‌ها بیندیشید:

- میان آزادی و نظام کیفری در یک جامعه چه ارتباطی می‌بینید؟

- در ایران می‌گویند "آزادی باشد، اما توطئه نباشد". چرا خود این سخن توطئه‌ای علیه آزادی است؟

- میان آزادی و عدالت چه ارتباطی می‌بینید؟ (موضوع بحث(

برای تحقیق:

      در مورد نظریه‌های عدالت چه اطلاعاتی دارید؟ آیا می‌دانید جان راولز در مورد عدالت چه می‌گوید؟ چرا با معیارهای جان راولز، نظام سیاسی ایران ناعادلانه است؟

موضوعی برای انشا:

      چرا در مشروطیت، شرط بهروزی کشور را در "یک کلمه" می‌دیدند، در کلمه‌ی قانون؟

برای مطالعه:

-  تارنمای دموکراسی: فصل‌های ۸ و ۹

-  آیزایا برلین، مفاهیم دوگانه‌ آزادی، در: چهار مقاله دربارۀ آزادی، ترجمه محمدعلی موحد، تهران: انتشارات خوارزمی،۱۳۸۰، صص ۳۰۴-۲۳۲.

اگر به این مقاله دسترسی ندارید، دو متن زیر را بخوانید:

مرتضی افشاری، دو مفهوم آزادی در اندیشه آیزایا برلین

آیزایا برلین، آزادی، ترجمه عزت الله فولادوند

ارتباط

درصورت تمایل میتوانید از طریق ایمیل بامن در تماس باشید


تماس

شبکه های اجتماعی

© حقوق مادی و معنوی این وبسایت برای محمد رضا نیکفر محفوظ است.

Search