بایگانی

جلسه هشتم: دین و دموکراسی

در این جلسه به آزادی عقیده پرداخته شده و به تاریخ گسترش آن در عصر جدید اشاراتی می‌شود. جلسه به ستیز میان ادیان می‌پردازد و در رابطه با آن این نظر را پیش می‌گذارد که شرط صلح میان ادیان، جدایی دین از دولت است. سکولاریسم یک موضوع محوری این جلسه است. در آن توضیح داده می‌شود که چرا سکولاریزاسیون در معنای جداسازی نهادهای دین و دولت، پیش‌شرط دمکراتیزاسیون است.

برای مطالعه بیشتر و آشنایی با مفاهیم مطرح شده در فایل صوتی می توانید توضیح دکتر محمد رضا نیکفر درباره جلسه هشتم را از اینجا بخوانید:

 در جلسه‌ی آخر در ادامه‌ی بحث آزادی به موضوع آزادی عقیده و دین می پردازیم که شامل آزادی از دین هم می‌شود.

 مستبدان دینی از آن دسته از مستبدانی هستند که سرکوبگری خود را عین آزادی می‌دانند و می‌گویند اجباری که برقرار می‌کنند برای آن است که انسان به طینت و هویت پاک خود بازگردد. بازی با مفهوم هویت یکی از حقه‌های جدید برای چشم‌بندی مترادف قرار دادن اجبار با آزادی است.

کلا باید یادمان باشد: لازم است به هر کسی، گروهی یا ایدئولوژی‌ای که مدعی است ما را از خودمان بهتر می‌شناسد و می‌خواهد کاری کند که ما به خود حقییقی‌تان بازگردیم، مشکوک باشیم.

یکی از دستاوردهای عصر جدید رواداری دینی است. هنوز البته باید بسیار تلاش کرد تا فرهنگ‌ها به این فضیلت آراسته شوند. امروزه در رواج تروریسم و خشونت، اینکه ادیان یکدیگر را تحمل نمی‌کنند و هنوز می‌خواهند با شمشیر حیطه‌ی ایمان را گسترش دهند، نقش عمده‌ای دارد.

تاریخ ادیان تاریخ خونباری است. حشونت دینی با ورود به عصر جدید کاهش نمی‌یابد و حتّا اینجا و آنجا فزونی می‌گیرد. یک عامل آن درآمیحتگی دین با ناسیونالیسم است. هویت ملی با هویت دینی درآمیختگی پیدا می‌کند و دین هم مبنای سلطه می‌گردد و هم عاملی برای مقابله با سلطه‌ی بیگانه می‌شود  که معمولاً دینی دیگر دارد. در نهایت تنها تعمیق دموکراسی در کشورها و برقراری نظمی بین‌المللی که برپایه‌ی سلطه نباشد، به خشونت‌های دینی پایان می‌دهد.

ما در جلسه‌ی آخربررسی می‌ کنیم که چگونه ایده‌ی آزادی عقیده و دین و جدایی نهاد دین از نهاد دولت، که سکولاریزاسیون خوانده می‌شود، به هم پیوسته‌اند و همپای هم پیش رفته‌اند. در بررسی تاریخی خود مکثی ویژه می‌ کنیم روی اولین تجربه‌ی جدایی دین و دولت به صورت یک قانون رسمی در جزیره‌ی رُد. مبتکر این جدایی در کوچکترین ایالت از ایالات متحده آمریکا روحانی‌ای به نام راجر ویلیامز بوده است.

در اروپا به جدایی دین و دولت سکولاریزاسیون نام نهادند. سکولاریزاسیون یعنی سکولار شدن، یعنی عصری شدن و دنیوی شدن. در جزیره‌ی رُد هنوز اسمی برای جدایی دین و دولت نداشتند. ایده  جدایی گسترش یافت، به این خاطر که عصر جدید امکانی پدید آورد تا وجود تنوع در باورهای افراد از جمله در باورهای دینی  به رسمیت شناخته شود. این امکان نخست در دنیای جدید یعنی آمریکای شمالی به رسمیت شناخته شد.

جدایی دین و دولت بویژه در قرن بیستم خود را به عنوان یک شرط اساسی گسترش آزادی‌ و برقراری دموکراسی نشان داد. آزادی عقیده و مذهب به عنوان یک حق بشری به رسمیت شناخته شد (بنگرید به ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز ماده ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی) و تجربه‌های بسیاری نشان داد که شرط تحقق آن جدایی دین و دولت است.

در ادامه به طور مشخص‌تری به موضوع سکولاریسم می‌ پردازیم. توجه ویژه‌ای می‌ کنیم به معناهای مختلف صفت سکولار.

سکولار، صفت یک دوران است. در عصر سکولار، جهان، جهان می‌شود، این گرایش قوی می‌شود که جهان را با خودش توضیح دهیم. پدیده‌ها این-جهانی می‌شوند یعنی برای توضیح آنها دیگر به پدیده‌هایی در آن سوی جهان رجوع نمی‌شود.  توضیح جهان توسط خود جهان باعث سستی گرفتن اعتقادات دینی می‌شود و برعکس، با سسست شدن اعتقادات دینی، تازه کشف جهان ممکن می‌گردد. این دو، دو مشخصه‌ی عصر سکولار هستند و صفتِ سکولارِ آن را معنا می‌کنند.

گوناگونی و تفکیک نهادها، حوزه‌ها و نقش‌های اجتماعی مشخصه‌ی بارز عصر جدید است. بر زمینه‌ی این تنوع و تفکیک و تقسیم کار است که نهاد دین هم نقش‌ مشخصی می‌یابد و برخی کارکردهای عمده‌ی گذشته‌ی خود را از دست می‌دهد. تفکیک نهادها و نقش‌ها را در شکل عمومی آن سکولاریزسیون نمی‌گویند. تفکیک معینی است که با این عنوان نام‌گذاری می‌شود و آن تفکیک نهاد دین و دولت است. دولت منفک‌شده از نهاد دین، دولت سکولار نام دارد. این معنای سوم "سکولار" است.

پس صفت "سکولار" سه معنای اصلی دارد:

۱. عصری را توصیف می‌کند که در آن منطق توضیح جهان توسط خود آن غلبه می‌یابد؛

۲. عصری را توصیف می‌کند که در آن ایمان دینی به شکل سنتی آن سستی می‌‌گیرد؛

۳. دولتی را توصیف می‌کند که بر زمینه‌ی تفکیک نهاد و نقش‌ها در عصر جدید، از نهاد دین منفک شده است.

البته "سکولار" کاربردهای دیگری هم دارد. مثلاً می‌گویند روشنفکر سکولار، که منظور کسی است

که منطق وی، منطق توضیح درون‌مان جهان است، اعتقاد دینی را امری خصوصی می‌داند و معتقد است که نهاد دین نباید در نهاد دولت دخالت کند. چنین کسی لزوما آته‌ئیست یا ضد دین نیست، می‌تواند مؤمن هم باشد، از آن مؤمنانی که ایمانشان را به نمایش نمی‌گذارند.

بخشی از بحث جلسه‌ی آخر ما به موضوع درآمختیگی دین و دولت در ایران اختصاص دارد. ایران از این نظر نسبت به چیزی که در انقلاب مشروطه به آن رسیده بود، پسرفت داشت. با برقراری جمهوری اسلامی مشروعه‌طلبی شیخ فضل الله نوری سلطه یافت. حاصل این سلطه یک نظام تبعیض است که تبعیض‌های مذهبی و سرکوب کسانی که بر کیش حاکمیت نیستند، یکی از ارکان آن است.

خواست برقراری یک نظام سکولار در ایران امروز، پاسخ دمکراتیک به این نظام تبعیض است.

تجربه‌ی تبعیض، تجربه‌ای است که می‌توان مضمون اصلی درک تاریخی ما ایرانیان از دموکراسی را مشخص کند. انتظار ما از دموکراسی رفع تبعیض است. برای دموکرات بودن، باید به تبعیض حساس باشیم: به تبعیض دینی، تبعیض جنسی، تبعیض طبقاتی و تبعیض قومی. این نکته‌ مضمون محوری جلسات هشت‌گانه ما بود. امیدوارم بحثهای "نظریه‌ی دموکراسی" را مفید و جذاب یافته باشید.

به این پرسش‌ها بیندیشید:

-          آیا حکومت دمکراتیک دینی امکان‌پذیر است؟ (موضوع بحث)

-          رابطه دین و دولت در قانون اساسی مشروطیت چگونه بوده است؟

-          آیا دولت ایران در پیش از انقلاب دولتی لائیک بوده است؟

-          رابطه‌ دین و دولت در قانون اساسی جمهوری اسلامی چگونه است؟

موضوع انشا:

 چرا جدایی دین و دولت به شرط مقدم برقراری دمکراسی در ایران تبدیل شده است؟ آیا می‌توان این مسئله را دور زد و طرح دیگری برای برقراری دمکراسی در کشور ریخت؟

برای مطالعه:

تارنمای دموکراسی: فصل‌ ۳.

- محمدرضا نیکفر، دینْ‌جداخواهی و دولتْ‌جداخواهی

قانون اساسی مشروطیت و متمم آن

قانون اساسی جمهوری اسلامی

ارتباط

درصورت تمایل میتوانید از طریق ایمیل بامن در تماس باشید


تماس

شبکه های اجتماعی

© حقوق مادی و معنوی این وبسایت برای محمد رضا نیکفر محفوظ است.

Search